قضاوت کردن

قضاوت کردن

در دنیای رنگارنگی که زندگی میکنیم بدون شک قضاوت کردن میتواند یکی از ابزارهای مفید برای تصمیماتمان باشد

وقتی ما میخواهیم انتخابی داشته باشیم نیاز داریم که به کمک قضاوتهایمان جنبه های مختلف انتخابهایمان را بسنجیم و سپس تصمیم گیری کنیم

مثلا اگر بخواهیم لباسی بخریم این سیستم قضاوتی ما است که به ما کمک میکند که آن لباس به رنگ چهره مان میآید یا نه  و یا اصلا آن لباس به نسبت قیمتش گران است یا ارزان !!

نتیجه تصویری برای خرید کردن

اگر همین سیستم قضاوتی ما نبود بدون شک ما زنده نمی ماندیم ،بنابراین برای اینکه بتوانیم خطرات را تشخیص دهیم نیازمند سیستم قضاوتیمان هستیم.

اما روی صحبت ما بر این است که کجاها همین سیستم قضاوتی مفید، بلای جانمان میشود…

چرا انقدر قضاوت کردن بدنام شده است؟

و چه نوع قضاوت کردنی روابط ما را نابود میکند؟

نتیجه تصویری برای قضاوت کردن

اگر بخواهیم تعریفی برای قضاوت کردن داشته باشیم

میتوان گفت:هرگاه آنچه که در واقعیت وجود دارد را با افکارمان ترکیب کنیم و بجای بررسی و بیان واقعیت ،آنچه که در فکرمان میگذرد را درست و واقعی در نظر بگیریم ،در حال قضاوت کردن هستیم.

همه ی ما این دنیای قضاوتی را داریم و در دنیای قضاوتهایمان اطلاعات را طبقه بندی کردیم و بر مبنای آن می سنجیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است ،چه کاری درست است و چه کاری اشتباه است.

هرکسی تعریف جداگانه ای برای هوش،جذابیت،زیبایی،نظم و …. برای خودش دارد و همه چیز را با همان تعریفهای خودش مقایسه میکند و نتیجه ی این مقایسه ما را از آنچه که در واقعیت اتفاق می افتد دور میکند و ما در مثلث قضاوت گرفتار میشویم.

 مثلث قضاوتی ما از سه ضلع تشکیل شده است

زمانی که این اضلاع کنار هم قرار میگیرند مثلث قضاوتی را بوجود می آورند.

این تعریف به ما آگاهی میدهد که زمانیکه واقعیت را نادیده میگریم و افکار و برداشتهای خودمان را با واقعیت یکی میدانیم در دام قضاوتهایمان گرفتار شده ایم و با آگاهی داشتن از این موضوع میتوانیم آگاهانه انتخاب کنیم که بجای قضاوت کردن،بیشتر به جنبه های واقعی مسائل بپردازیم.

اما سوال اینجاست که چطور میتوانیم بدون قضاوت کردن ،واقعیت را همانطور که هست دریافت کنیم و بیان کنیم؟

راه حل بسیار ساده و در دسترس است اما به تمرین و تکرار نیاز داریم.

تصویر مرتبط

وقتی که ما یک گل رز را میبینیم اگر بگوییم این گل زیباست یا این گل خوشبو است در واقع داریم ویژگیهای گل را قضاوت میکنیم زیرا ملاک زیبایی و خوشبو بودن از فردی به فرد دیگر متفاوت است و ممکن است که گلی که از نظر ما زیبا و خوشبو بنظر میرسد از نظر فرد دیگری یک گل معمولی باشد.

و خوب و بد،درست و نادرست،زشت و زیبا،خوشبو و بدبو کلمات گنگ و مبهمی هستند که ما به هنگام قضاوتهایمان از آنها استفاده میکنیم.

بنابراین فرآیند قضاوت به همین شیوه کار میکند و اگر بخواهیم بدون قضاوت در مورد همان گل صحبت کنیم لازم است ویژگیهایی از آن را بیان کنیم که میتوانیم به کمک حواس پنجگانه مان تجربه کنیم.(حواس پنجگانه :بینایی،شنوایی،بویایی،چشایی،لامسه)

میتوانیم بدون قضاوت آنچه را که میبینیم بیان کنیم و بگوییم این یک گل قرمز است(بینایی) و گلبرگهای مخملی دارد(لامسه)و بوی ملایم گل رز دارد(بویایی).

به این شیوه آنچه که در واقعیت توسط  حواس پنجگانه دریافت میکنیم را بصورت کاملا دقیق بیان میکنیم بدون اینکه قضاوت و سنجشی در کار باشد.

حالا ممکن است بپرسید که چرا این موضوع انقدر مهم است؟

تصویر مرتبط

زیرا قضاوتها یکی از سم های کشنده ی روابط ما هستند و زمانیکه ما با بیان قضاوتی با کسی صحبت میکنیم،مخاطب ما گفته ی ما را به صورت انتقاد دریافت میکند و گارد میگیرد و میخواهد از خودش دفاع کند و اصلا جای تعجب ندارد که بعد از چنین گفتگویی سردی و دلخوری بر روابطمان حاکم شود.

و مامعمولا رفتارها و احساسات و افکار دیگران را با افکار و دنیای قضاوتی خودمان تفسیر میکنیم و اغلب کدورتها به همین دلیل است.

مثلا میگوییم تو من را دوست نداری یا تو بمن توجه نمیکنی و یا تو آدم بی مسئولیت ،تنبل،بی ملاحظه،بی محبت و… هستی و مشابه این جملات بسیار زیاد اند.

اما اگر این الگو را تمرین کنیم و سعی کنیم هرآنچه که میبینیم و احساس میکنیم و نیاز داریم را بصورت دقیق و واضح بیان کنیم میتوانیم بدون قضاوت روابط بهتری برای خودمان بسازیم.

مثلا بجای اینکه بگوییم تو  من را دوست نداری بهتر است بگوییم من به محبت بیشتری از سمت تو نیاز دارم و دوست دارم که تو محبتت را باکلام به من بیان کنی.

یا بجای اینکه بگوییم تو بمن توجه نمیکنی بهتر است بگوییم وقتی ما با هم هستیم و نیاز دارم که از باهم بودنمان بیشتر لذت ببریم و زمانیکه میبینم تو وقتت را با گوشی سپری میکنی فکر میکنم  که بمن توجهی نداری.

به همین صورت میتوانیم تعریف و نیاز و خواسته ی خودمان را به صورت کاملا واضح و شفاف بیان کنیم و بجای قضاوت کردن و گره زدن واقعیت به افکار و تفسیرهای ذهنی مان واقعیت را همانطور که هست بیان کنیم و اطلاعات دقیقی از آنچه که دوست داریم اتفاق بیوفتد را در اختیار طرف مقابلمان بگذاریم.

زیرا هیچکسی نمیتواند ذهن ما را بخواند و این وظیفه ی ما است که مخاطبنانمان را از خواسته ها ونیازهایمان با دادن اطلاعت واضح و دقیق با خبر کنیم.

به امید کسب روابط پایدار

دوستدار شما

عطیه ایلانلو

 

 

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید