پرورش شهامت – قسمت اول

پرورش شهامت – قسمت اول

چه موقعی میگیم ترسیدیم؟

وقتی میترسیم چه اتفاقی میوفته؟

آیا ترس همون احساس اضطرابه؟

ترس یه احساس طبیعیه که باعث میشه ما موقعیتهای واقعی رو ببینیم و بسنجیم و از موقعیتهایی که برامون خطرناکه دوری کنیم تا زنده بمونیم واین یک مکانیزم کاملا طبیعیه که وقتی ما از یه چیزی میترسیم یا فرار میکنیم و یا به طرفش حمله میکنیم.

اما سوال اینجاس که آیا همه ی موقعیتهایی که ازشون ترس داریم برامون خطرناکن؟

در اینجا تفاوت بین ترس و اضطراب مطرح میشه:

ترس بخاطر قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناکه که به زنده موندن ما بستگی داره و طبیعیه اما اضطراب مجموعه ی ترسهای درونی گفته میشه که واقعیت خارجی نداره و ساخته و پرداخته ی ذهن ماست،و زمانیکه در موقعیتهای اضطراب زا قرار میگیریم علائمی شبیه به ترس در بدن ما اتفاق میوفته و در واقع یک عامل غیر کشنده رو کشنده تصور میکنیم و به قولی وحشتناک پنداری میکنیم و ضربان قلبمون میره بالا و نفسمون تند میشه و عرق میکنیم و ….

پس عامل ایجاد ترس یک خطر واقعیه ولی عامل ایجاد اضطراب یک فکر و یا یک عامل غیر آسیب رسان و غیر کشنده است.

مثالی که میشه برای ترس زد اینه که مثلا از یه حیوون وحشی میترسیم و این طبیعیه چون ممکنه کشته بشیم.

مثالی که میشه از اضطراب زد: ترس از سخنرانی در جمع و یا ترس از ابراز وجوده که یک موقعیت غیر خطرناکه و هیچکس رو تا به حال نکشته اما علائمی که در ما بروز میکنه دقیقا مثل وقتیه که جونمون در خطره…

تصویر مرتبط

به عقیده رفتارگراها ترس انواع مختلفی داره اما همه ی ما انسانها فقط دونوع ترس رو بصورت ذاتی روی ژنهامون داریم:
یکی ترس از صدای بلند و یکی هم ترس از رهاشدن از ارتفاع که این موضوع رو میتونیم با یه نوزادی که تازه به دنیا اومده آزمایش کنیم که اگر نوزاد از لحاظ جسمانی سالم باشه وقتی که صدای بلندی در نزدیکیش ایجاد بشه میترسه و اگر نوزاد رو بلند کنیم و یه دفعه دستمون رو از زیرش بداریم از سقوط میترسه

و باقی ترسها به واسطه ی حفظ بقا و یا به واسطه ی یادگیری ایجاد میشه و یا جنبه ی وراثتی هم دارند یعنی از خانواده خود به ارث میبریم.

حالا چطوری یه ترس رو یاد میگیریم؟

ممکنه ببینیم و یاد بگیریم و ممکنه خودمون تجربه کنیم و یادبگیریم

مثلا ممکنه در یک جمعی ما حضور داشته باشیم و یه نفر در اون جمع ابراز وجود کنه یا شروع کنه به سخنرانی کردن و بعد افراد اون جمع مسخره ش کنند یا تردش کنن و یا قضاوتش کنن و شخص خجالت بکشه و علائمی مثل بالا رفتن ضربان قلب و تنگی نفس و عرق رو تجربه کنه و ما هم با دیدن اون شخص یادمیگیریم که ممکنه وقتی در یک جمع صحبت میکنم این اتفاقها برای منم بیوفته و از طرفی هم که مغز گرامی ما بیکار نمیشینه و دائما در هر موقعیتی در حال پیدا کردن مسئله و حل مسئله است و همه ی تلاشش رو هم میکنه که انرژی ما رو حفظ کنه و مارو در منطقه ی امن خودمون نگه داره و اگر قرار باشه در موقعیت مشابهی قرار بگیریم مغز ما افکاری رو تولید میکنه که احساس اضطراب و ترس روبرای ما بیشتر میکنه و به قولی از کاه کوه میسازه و در نتیجه تا وقتی در منطقه ی امن بمونیم رشد نمیکنیم و در جا میزنیم و به مرور اعتماد به نفسمون هم از دست میدیم.

در اضطراب یه چرخه ای داریم به اسم چرخه ی معیوب اضطراب که هرچی بیشتر از یه موقعیت اضطرابی دوری کنیم افکاری که میاد سراغمون وحشتناکتر میشن و اضطراب ما هرلحظه بیشتر و بیشتر میشه.

پس اگه برای یه کاری که مدتهاست به بخاطر ترسهامون سراغش نرفتیم بپرسیم که بهترین موقعی که انجامش بدیم کیه؟

جوابش میشه همین الان…

و اما در برابر ترس کلمه ای هست به اسم شهامت ، زمانی میتونیم بگیم که شهامت داریم که باوجود ترسهامون اقدام کنیم و اونکاری رو که ازش میترسیم و جون مارو به خطر نمیندازه انجامش بدیم.

شخصی که سخنرانی میکنه بین جمع حتی بعد بارها هم ممکنه باز ترس و احساس اضطراب داشته باشه و این به این معنی نیست که اونیکه انجامش میده نمیترسه و من که انجام ندادم تاحالا میترسم .

معنیش اینه که اون شخص با اینکه میترسه و اضطراب داره ولی بازم اونکار رو انجام میده و در نهایت به نتیجه ی مطلوبش میرسه.

نتیجه تصویری برای اعتماد به نفس

یکی از روشهای درمان ترسها و اضطراب ها،روش مواجه شدن با موقعیت اضطراب زاست که یجورایی میشه گفت پرورش شهامته یعنی اینکه وقتی قرار باشه در موقعیت جدیدی قرار بگیریم که ممکنه احساس اضطراب در ما ایجاد کنه به خوبی اون احساس رو در بدن خودمون شناسایی کنیم و بعد با ترسمون مواجه بشیم و ببینیم که در اون موقعیت کشته نمیشیم و فکرایی که میکردیم ساخته و پرداخته ی مغزمون بوده با اینکه میترسیم اما انجامش بدیم.

البته همه ی این حرفها گفتنش خیلی راحته و انجام دادنش سخت و امیدوارم من و شمایی که این نوشته رو میخونیم بتونیم با استفاده از این آگاهی شهامت و اعتماد به نفس خودمون رو به مرور و با تکرار و تمرین پرورش بدیم

 بترسیم و انجامش بدیم تا به نتیجه ای که میخوایم برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو